![]() |
![]() |
|
| تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین |
|
به تو از تو می نويسم
به تو ای هميشه در ياد ای هميشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سايه سار قفسم بود زير رگبار مصيبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاييز برگ و باغم گريه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده ی روييدن آورد به تو نامه می نويسم ای عزيز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پيوست ای هميشگی ترين عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو به تو نامه می نويسم نامه ای نوشته بر باد که به اسم تو رسيدم قلمم به گريه افتاد ای تو يارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ای تو يارم از گذشته يادگارم به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پيوست در گريز ناگزيرم گريه شد معنای لبخند ما گذشتيم و شکستيم پشت سر پلهای پيوند در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود بايد از هم می گذشتيم برتر از ما عشق ما بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 28 بهمن1384ساعت 22:31 توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|