![]() |
![]() |
|
| تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین |
|
چشم من بيا منو ياری بکن
گونه هام خشکيده شد کاری بکن غيره گريه مگه کاری ميشه کرد کاری از ما نمياد زاری بکن اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد هرچی دريا رو زمين داره خدا با تمومه ابرای آسمونا کاشکی ميداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گريه کنن اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد قصهء گذشته های خوب من خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن حالا بايد سر رو زانوم بذارم تاقيامت اشک حسرت ببارم دل هيشکی مث من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گريه دوای دردمه چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن زیره اون ابرای سنگين کشيدن همه جا رنگه سياهه ماتمه فرصت موندنمون خيلی کمه اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد سرنوشت چشاش کوره نمیبینه زخم خنجرش ميمونه تو سينه لب بسته سينهء غرق به خون قصهء موندن آدم همينه اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 5:52 توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|