تبليغاتX
این حال من بی توست - بی هم دم
تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین
دست تو ياس نوازش
در سحرگاه بهاري
اي همه آرامش از تو
در سر انگشتت چه داري
در كتاب قصه ي من
معني هر دل سپردن
خود شكستن بود و مردن
در غم خود سوگواري

اي همدم اي مرهم
اي خط سرنوشتم
اي همدم اي مرهم
بي تو چه مي نوشتم

من چه بودم نقش باطل
قايقي گم كرده ساحل
باهزاران زخم بر دل
از عزيزان يادگاري
بي نياز از هر نيازي
بي خبر از حيله سازي
باگناه پاكبازي
باختم در هر قماري

اي همدم اي مرهم
اي خط سرنوشتم
اي همدم اي مرهم
بي تو چه مي نوشتم

من چه بودم شعله ي درد
قصه ي خاكستر سرد

بی تو در تنهایی خویش


زخمي دنياي نامرد
قصه ي چشم انتظاري
با من ويرانه از درد
دست تو اما چه ها كرد
اي كه با معناي ديگر
عشق را آموزگاري

اي همدم اي مرهم
اي خط سرنوشتم
اي همدم اي مرهم
بي تو چه مي نوشتم


+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 7:0  توسط تنها |