![]() |
![]() |
|
| تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین |
|
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد به تو گفتم دلت از قصه ي من با خبر شد آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن می دونم دوستم نداری مثه روزای گذشته من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 5:29 توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|