![]() |
![]() |
|
| تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین |
|
برمي گردم،بر مي گردم
اما بي تو تک و تنها اون مسافر که غريبه منم از جادهء شبها سخته رفتن،سخته غربت دست شبها رو گرفتن درد ناباوري ها رو توي شعرو قصه گفتن بر ميگردم،بر ميگردم اما خاطراتم اونجاس همهء بود و نبودم سايهء مبهم فرداس توي پس کوچهء غربت بي نشوني نيمه جونم
هر چي که ميخوام بمونم مي بينم باز نمي تونم برميگردم،بر ميگردم تا مثه ابرا ببارم تو مسير بيکسي ها غير شب راهي ندارم عکس خورشيدو کشيدم اما تو غروب اسيرم نمي تونم که دوباره حس بودن و بگيرم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 5:55 توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|