تبليغاتX
این حال من بی توست - آرزو
تقدیم به بهترینهام ساحل_ شیما _نازنین
خيلی وقته از چشام بی تو بارون می باره
دل نا اميد من تو رو آرزو داره
ای هميشگی ترين آه ای دورترين
سوختن کار من است نگرانم منشين

گریه کردم نبودی که ببینی



راست مي گفتی تو ،ديگر اکنون ديرست
دوستی و دوری ، آخرين تدبيرست
راست می گفتی ، تو بايد از عشق بريد
از چنين پايانی به سرآغاز رسيد

شکستی و شکستم
گسستی و گسستم
چه بودی و چه بودم
چه هستی و چه هستم

تو رها از من باش ،ای برايم همه کس
زير آوار قفس مانده ام من ز نفس
تو و خورشيد بلند ،من و شب های قفس
بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس
...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 6:1  توسط تنها |